محمد يوسف ناجى

17

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )

مىتواند روشنگر بسيارى از نكات براى شناخت تفكر سياسى شيعه از يك‌سو و شرايط حاكم بر افكار عمومى جامعه شيعه در اين دوره بخصوص در شهر اصفهان به‌عنوان پايتخت صفوى باشد . يكى از مهم‌ترين نكات در اين رساله ، توجه به انديشه‌هاى مهدويت گرايانه‌اى است كه در سراسر اين رساله خود را نشان مىدهد . البته ادعاى پيوست دولت صفوى به قيام قائم ( ع ) در آثار ديگر نويسندگان دورهء اخير صفوى نيز ديده مىشود ، اما اثر حاضر اين بحث را كاملا تئوريك كرده است . گزارش محتواى رساله موضوع اصلى اين رساله ، دفاع از سلطنت صفوى و تلاش براى لزوم اطاعت از آنان به‌عنوان امراى شيعه و درعين‌حال تأكيد بر رعايت عدالت از سوى آنان است . اين‌كه چه ضرورتى سبب شده است تا نويسنده ما دست به تأليف اين رساله بزند ، همزمان مىتواند باتوجه به آشوب‌هاى متعددى باشد كه كشور را گرفته و دولت صفوى را در امر اطاعت به چالش كشيده است ، و درعين‌حال و بىتوجه به آن مسائل ، ناشى از احساس دين نويسنده به دولت صفوى به‌عنوان دولتى حامى تشيع باشد ؛ مطلبى كه در صفحات پايانى رساله بخصوص روى آن تأكيد دارد . پرسش اصلى كتاب مطلبى است كه او از زبان يكى از برادران و دوستانش شنيده است . مطلب و سخن آن برادر اين بوده است كه « پادشاهى را خدا نمىدهد و خدا را دخلى